|
و من چشمهایم را می بندم که او را نبینم
و گوشهایم را با سر انگشتهایم به سختی گرفته ام تا نغمه ی تو را که به خشم و به درد او را پیاپی می خوانی نشنوم ای مرغک اسیر که در باغی دور دست می خوانی زمستان است تو سرت را از لای میله های قفست بیرون میار ! خاموش باش در کنج قفست آرام گیر سرت را در زیر بالت پنهان کن منقارت را در لای پرهای نرم و رنگینت فرو بر ای مرغک اسیر که در باغی دور دست می خوانی زمستان است ای پرستوی اسفندی ! بهار مرده است ...
باید فراموشت کنم ، چندی است تمرین می کنم خدایا .... تو کمکم کن همین....
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی امسال اصلا نشد بیام تبریک عید بگم چند روزیست دلم همراهیم نمی کند میگوید حساس شده از هرچیزی زود می رنجد و من هر شب گل به دست پشت دیوار دل می نشینم تا حالش خوب شود ...
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام مونااای عزیزم واووووووووووووووووووو تــــــــــــــــــــــولد عزیزترین نفس دنیا هستش منم با نوشتن از پست میخوام کوچیکترین و کوچولوترین و ناقابلترین کادو تولد رو به نفسم بدم مــــــــــــــــــــــــــونای من نفسیم تولدت مبارک ایشالله خوشی و شادی و برکت از زندگیت تکون نخوره با تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمام وجودم عـــــــــــــــــــاشقتـــــــــــــــــــــــــــم بوخودا آهنگ وبلاگو به افتخار مونا جوووووووووووووووونم تغییر دادم تا بدونه حرف دلمو فدات بشم من مونااااااااااااااااااا جووووونم
انسان ها از هم چیزهای تازه می آموزند. مرسی از یاس به خاطر متن های زیباش
یک نفر دلش شکسته بود از طرف دوست گل : یاس ۳/۱۰ مرسی عزیز
امروز ۵ آذر ۱۳۹۰..........................................> تولده منه
نه یه دوست داریم نه یه بی اف که اون برام بیاد پست بذاره تولدمونو تبریک بگه بترکونه برامون ای ی ی ی ی تنهایی بهترین اسم برای منو وبلاگم بخداا:( بـــــــــــــــــــــــــــــــــــه جز شیمایی جوووووووووووونم وX تویه دنیا آدما دو دسته اند : یکی اونایی که ۵ آذر بدنیا اومدن و دو اونایی که دوست داشتن ۵ آذر بدنیا بیان .
تولد تولد تولدم مبارک... مبارک مبارک تولدم مبارک... افتخار بدید و با یه پیام کوچیک زیبا ترین هدیه رو به من بدید این پست و پارسالم خودم برای خودم گذاشت بازم به خودم شاید یه روزی از یاد خودمم بره
چه زندگی روزی کسی را می بینی و در دل میگویی او همان است روزی به خاطر رسیدن به او التماس می کنی روزی گریه میکنی برای بودنش روزی فکر می کنی تمام دنیای توست روزی به او میرسی و خوشحالی روزی در کنار اویی ولی تنهایی روزی نگاه میکنی و می بینی چقدر برایش جان دادی روزی نگاه می کنی و می بینی که او در حال دور شدن است روزی او که عاشق وبد دیگر نیست روزی می بینی که تو را رها میکند روزی می بینی که چه معصومانه پاکیت را دزدید روزی می بینی که بیرحمانه در برابر محبتت ایستاد روزی می بنیی چه ظالمانه تو رو رد میکند روزی می رسد که التماسش میکنی روزی میرسد که بخدا میگویی چرا روزی می رسد که از دور نگاهش می کنی روزی می رسد که خود را گول می زنی روزی می رسد که هر ثانیه انتظار میکشی برگردد روزی میرسد که می بینی زندگی فقط او نبود روی می بینی افسرده شدی روزی می رسد که می بینی چقدر ساده بودی روزی می رسد که می بینی اون لایق نبود روزی می رسد که می بینی او عاشق نبود روزی می رسد که تو تنها مانده ایی روزی میرسد که تو متنفر شدی روزی میرسد که به اینجا میرسی که ای کاش اصرار نمیکردم به خدا روزی وقتی از کنارش می گذری سردی روزی می رسد که با دیدنش دیگر بدنت گرم نمیشود روزی می رسد که با دیدنش عشق تازه نمیشود روزی می رسد که وقتی دیدیش تنفرت شعله میکشد روزی میرسد که بی تفات میگذری روزی میرسد که افسوس زندگیت را میخوری روی می رسد که ای کاش نمی رسید روزی روزی می رسد روزهای دیگر می بینی خدا چقدر عاشق توست روزی می رسد که می بینی خدا به تو لبخند تازه ایی می زند از لبخند خدا استفاده کن بهترین باش
امــــــــــــــــــــــروز خبر رسید عموی بزرگم فوت کرده توی کربلا واقعــــــــــــــــــــــا دلـــــــــــــــــــم بــــراش تنــــگ میشه واقـعــــــــــــــــــــا سخته کسی که تا دیروز کنارمون بوده یکدفعه دیگه نباشه همین حالا دلـــــــــــــــــــــم براش تنگ شده لطفابراش طلب آمرزش کنید با یک صلــــــــوات.
دوبـــــــــــــــــاره به دنـــــــــیای تنــــــــــــــــهایم میخـــــــــــوام بـــــــــــــرگردم دلـــــــــــــــــــــــــــــم گرفته دلــــــــــــــــــــــــم شکسته تنـــــــــــــــــــــــــــهایی سخته خیلی سنگ واقعا می ترسم از تنهایی ، امشب دیدم که من بیشتر وقتا تنها بودم توی خودم نسشتم و عینه کودکی زانو در بغل گرفتمو گریه کردم دیدم بیشتر تنها بودم پس دیگه نترسیدم از تنهایی تنهاییه من الان برام شده مثل عروسک بزرگی که مرا در آغوشش گرفته و از هر آغوشی که ادعا کرد مهربان هست و همیشگی بهتره منو و تنهایی شدیم عینه یه بچه و عروسکش که بدون عروسک نمیشه زندگی کنه تنهایی من برگشتم این بارهم خوردتر و شکسته تر ا قبل بازهم تو دردم بپوشان
|
About![]()
صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر ولی از این دو دردناکتر آن است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش./ Archivesفروردین 1391بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 Authorsبهارمیلاد Links
میـــس سانتـی مانتـالیسـم |